حرف به حرف
مترادفها
کلمه به کلمه، لفظ به لفظ
لغت نامه دهخدا
حرف به حرف. [ ح َ ب ِ ح َ ] ( ق مرکب ) طابق النعل بالنعل. حذو نعل بنعل. حرفاً بحرف.
- حرف به حرف خواندن؛ بدقت و بتمام خواندن:
زن زنی بود کاردان و شگرف
آن ورق بازخواند حرف به حرف.نظامی ( هفت پیکر ص 211 ).
جمله سازی با حرف به حرف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقش این لوح بخوان حرف به حرف بشنو از هر یکی اسرار شگرف
💡 جدول کلمات متقاطع جدولی است که کلمات را به شکل حرف به حرف در آن قرار دارد و به عمد بعضی از خانههای آن خالی هستند که توسط کسی که حل میکند باید پر شود و این کلمات به وسیله خانههای سیاه از هم جدا میشوند و نوعی سرگرمی است.
💡 آن چه ز ایشان رسید و آن چه بر ایشان گذشت حرف به حرف آمدی کلک مرا بر زبان
💡 خوانده ام دفتر پیمان وفا حرف به حرف نام خوبان همه ثبت است همین نام تو نیست
💡 زن زنی بود کاردان و شگرف آن ورقِ باز خواند حرف به حرف
💡 او تمام صحبتهای مدیر شرکت را حرف به حرف یادداشت کرد تا مبادا در هنگام ارائه گزارش نهایی، کوچکترین نکتهای از قلم بیفتد یا اشتباه شود.
💡 وقتی مترجم سعی داشت متن قدیمی را حرف به حرف به زبان جدید برگرداند، متوجه شد که برخی اصطلاحات خاص معانی دقیق خود را از دست میدهند.
💡 من تمام توصیفاتی که او از آن سفر عجیب و غریب در کوهستان بیان کرد را حرف به حرف در حافظهام حک کردم تا هرگز فراموش نشود.