حرب کردن

مترادف‌ها

جنگیدن، ستیزه کردن

متضادها

صلح کردن

لغت نامه دهخدا

حرب کردن. [ ح َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جنگیدن. جنگ کردن.

فرهنگ فارسی

جنگیدن

جمله سازی با حرب کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این گشاد از نظر همّت او شد ورنه حرب کردن به دد و دیو نه حد بشرست

💡 به حرب کردن و پیروز گشتن اندر حرب برادر علی و یار رستم دستان

💡 به حیله ساختن استاد بخردان زمین به حرب کردن شاگرد پادشاه زمان

💡 گفتم: سرمایه حرب کردن چیست؟ گفت: عزم درست و نیرو و نشاط.

💡 به هر حرب کردن جهانی گشایی به هر حمله بردن حصاری ستانی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران