حج خریدن

لغت نامه دهخدا

حج خریدن. [ ح َ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از ثواب حج بدست آوردن. || کسی را در برابر مزدی برای انجام اعمال حج اجیر کردن. رجوع به حجه فروشی شود:
حج خریدن در دیار عشق بازان رسم نیست
هرکه مُرد اینجا برای او شهادت میخرند.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از ثواب حج بدست آوردن

جمله سازی با حج خریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حج خریدن در دیار عشقبازان رسم نیست هر که مرد اینجا، برای او شهادت می خرند

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز