حاکم نشین

لغت نامه دهخدا

حاکم نشین. [ ک ِ ن ِ ] ( ن مف مرکب ) شهر یا قصبه ای که مقر حاکم است.

فرهنگ فارسی

( اسم ) شهری که مقر حاکم است.

جمله سازی با حاکم نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کتاب لرهای ایران نوشته جواد صفی‌نژاد دربارهٔ قلمرو سکونت طوایف حیات داووی چنین آمده است: لرهای حیات داوودی کمترین پهنه جغرافیایی را در قلمرو لربزرگ دارند. حاکم نشین حیات داوودی‌ها بندر ریگ بوده است اما امروزه بندر گناوه را مرکز حیات داوودی‌ها می‌دانند.

💡 بخش کاغذکنان تا سال ۱۳۵۸ یکی از بخشهای خلخال بود که به دلیل نبود راه ارتباطی مناسب با خلخال از شهرستان خلخال منتزع و به شهرستان میانه الحاق شد، مرکز بخش کاغذکنان آقکند مرکز سیاسی اداری، فرهنگی، بازرگانی بخش بوده و سابقه تاریخی درخشانی داشته در دوره‌های صفوی و قاجار حاکم نشین خانات و ولایت خلخال بوده

💡 تاریخ جغتای نشان می‌دهد که این شهر بیش از ۱۵۰ سال سابقه مرکزیت و حاکم نشینی داشته و به عنوان مرکز حکومت ولایت ثلاث (جغتای، بام و صفی‌آباد و میان آباد) نقش عمده‌ای از نظر سیاسی واجتماعی در منطقه داشته همچنین نماینده‌ای مستقل از شهرستان سبزوار در مجلس شورای ملی آن زمان داشته‌است.

💡 از ممالک ایران فقط چهار مملکت زیر به عنوان ایالت مقبول شده و فقط در شهر حاکم نشین هر ولایت انجمن ولایتی تشکیل خواهد شد.

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز