لغت نامه دهخدا
حال دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) شرح حال گفتن:
عشق آن کو حال بنده با تو داد
وصف شاهی در نهاد ما نهاد.اسیری لاهیجی.
حال دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) شرح حال گفتن:
عشق آن کو حال بنده با تو داد
وصف شاهی در نهاد ما نهاد.اسیری لاهیجی.
شرح حال گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از این ماجرا کلوین مککنزی سردبیر روزنامهٔ سان برای تیتر اصلی روزنامه از عبارت «حقیقت» استفاده کرد و زیر آن سه تیتر فرعی دیگر نوشت که عبارت بودند از: «بعضی هواداران کیف پول قربانیان را برداشتند»، «بعضی هواداران بر روی پلیسهای شجاع ادرار کردند» و «بعضی هواداران، افسران پلیسی را که در حال دادن تنفس مصنوعی بودند را کتک زدند».
💡 ماموریت آلوئت ۳ در نیروهای مسلح هند بیش از همه در آموزش، ترابری، انتقال تلفات، ارتباطات و نقش رابط بود. هماکنون چتاک (ورژن هندی آلوئت ۳) در حال دادن جای خود به هال دروو در نیروهای مسلح هندوستان است. در هندوستان تغییر موتور هال چتاک با موتور تی ام۳۲۳-۲بی برای پرواز در ارتفاعات بالای هیمالیا در دستور کار قرار داشت ولی دنبال نشد.