جیرهنده
مترادفها
توزیعکننده، پیمانهدهنده
لغت نامه دهخدا
جیرهنده. [ هَِ دَ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان حومه بخش لشت نشاء شهرستان رشت. جلگه و معتدل مرطوب و دارای 540 تن سکنه. آب آنجا از توشاجوب از سفیدرود و محصول آن برنج، ابریشم، چای و شغل اهالی زراعت و مکاری گری است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
جمله سازی با جیرهنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان جیرهنده لشت نشا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲۶ نفر (۳۴خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان جیرهنده لشت نشاء قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۰۸ نفر (۶۴خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان جیرهنده لشت نشا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴۹ نفر (۶۹خانوار) بوده است.
💡 این روستا در دهستان جیرهنده لشت نشا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۹ نفر (۱۰۲خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان جیرهنده لشت نشا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۰۳ نفر (۱۳۷خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان جیرهنده لشت نشا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۹ نفر (۵۳خانوار) بودهاست.