لغت نامه دهخدا
جوزچال. [ جُو ] ( اِخ ) دهی از بخش رامیان شهرستان گرگان دارای 850 سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، ارزن. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان بافتن پارچه ابریشمی، شال و کرباس است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
جوزچال. [ جُو ] ( اِخ ) دهی از بخش رامیان شهرستان گرگان دارای 850 سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، ارزن. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان بافتن پارچه ابریشمی، شال و کرباس است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوزچالی محله (منابع طبیعی):درمنتهیالیه شرقی و جنوب شرقی درکنارجنگل نگارخانه برگرفته از نام روستایی از ییلاقات کوهستانی به نام جوزچال