جوازه

لغت نامه دهخدا

جوازه.[ ج ُ زَ / زِ ] ( اِ ) هاون کوچک سنگین یا چوبین. ( برهان ) ( آنندراج ) ( غیاث ). گوازه. هاون سنگین و چوبین را گویند که سیر در آن کوبند و بعربی مهراس خوانند. ( برهان ) ( فرهنگ فارسی معین ). لغتی است در گواز. رجوع به گواز و گوازه و جواز شود. || چوبی که ستوران را بدان رانند. ( فرهنگ فارسی معین ). || ظرفی را نیز گفته اند که در آن روغن از حبوبات و شیره از انگور و نیشکر بگیرند و بعربی معصره خوانند.( انجمن آرای ناصری ) ( برهان ). رجوع به جوازان شود.

جمله سازی با جوازه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا جوازه بدو تنه بکشند دره چوب بوده راهبری

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز