جهق
مترادفها
جهیدن، پرش
لغت نامه دهخدا
جهق. [ ج َ هََ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قهرودبخش قمصر شهرستان کاشان. کوهستانی سردسیری و دارای 450 تن سکنه است. آب آن از رودخانه محلی و 2 رشته قنات. محصول آن غلات، میوه جات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. این آبادی از دو محل بالا و پائین تشکیل شده. مزرعه آقابابائی و سه مزرعه دیگر جزء این ده است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان قهرود بخش قمصر شهرستان کاشان کوهستانی سردسیری و دارای ۴۵٠ تن سکنه است.
جمله سازی با جهق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جهق (کاشان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کاشان در استان اصفهان ایران است.
💡 جهق پایین یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر نطنز استان اصفهان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، آهن است.