جهان نورد

لغت نامه دهخدا

جهان نورد. [ ج َ ن َ وَ ] ( نف مرکب ) سیاح. جهانگرد. کیهان نورد.

فرهنگ عمید

جهانگرد، سیاح.

فرهنگ فارسی

سیاح جهانگرد کیهان نورد

جمله سازی با جهان نورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به چرخ گردی آه و جهان نوردی اشک به گریه‌های شب هجر و ناله‌های سحر

💡 ز مال خویش نبیند جهان نوردی خیر که سود بهر کسان از سفر نخواسته است

💡 نه برق در تو نه باد جهان نورد رسد به این شتاب کجا می روی کجا ای دل

💡 پیری اگر چه بال و پرم را شکسته است پای جهان نورد خیالم نبسته است

💡 البرز آهنین سم و زو دیو منهزم بادش جهان نورد و سلیمان بر او سوار

💡 گردد جهان نورد اگر بشنود اسیر این سرگذشت ما که ره آورد غربت است

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز