جهان زنده
مترادفها
دنیای موجودات، عالم حیات
متضادها
جهان مرده
لغت نامه دهخدا
جهان زنده. [ ج َ ن ِ زِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دنیای باقی. عالم امر. عالم ملکوت. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
دنیای باقی عالم امر
جمله سازی با جهان زنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جانی که بدو خلق جهان زنده شدند دیریست که تا ما زچنان جان مُردیم
💡 هرکه بود در جهان زنده به آب است و نان مهر توأم آب جان، روی توام نان دل
💡 صاحب و صدر جهانی و جهان زنده به تست عقل داند که به جان زنده بود قالب حی
💡 بوی زلفت به من آورد نسیم سحری زان فرح جان و جهان زنده به بویت دارم
💡 که تا علی به جهان زنده است نزد عوام به ما خلافت ناحق نباید استحکام
💡 زیستشناسان با مطالعه دقیق اکوسیستمها تلاش میکنند تا پیچیدگیهای بیشمار موجود در هر گوشه از این جهان زنده و متنوع را به دقت درک کنند.
💡 حفظ توازن میان تولید مصرف و منابع طبیعی برای بقای تمامی موجودات در این جهان زنده و جلوگیری از انقراض گونهها بسیار حیاتی است.
💡 وقتی به تماشای حرکت پرندگان و رشد گیاهان در جنگل مینشینیم، شگفتی از قدرت و پویایی این جهان زنده در ذهن ما شکل میگیرد.