لغت نامه دهخدا
جهان زنده. [ ج َ ن ِ زِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دنیای باقی. عالم امر. عالم ملکوت. ( فرهنگ فارسی معین ).
جهان زنده. [ ج َ ن ِ زِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دنیای باقی. عالم امر. عالم ملکوت. ( فرهنگ فارسی معین ).
دنیای باقی عالم امر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جانی که بدو خلق جهان زنده شدند دیریست که تا ما زچنان جان مُردیم
💡 هرکه بود در جهان زنده به آب است و نان مهر توأم آب جان، روی توام نان دل
💡 صاحب و صدر جهانی و جهان زنده به تست عقل داند که به جان زنده بود قالب حی
💡 بوی زلفت به من آورد نسیم سحری زان فرح جان و جهان زنده به بویت دارم
💡 که تا علی به جهان زنده است نزد عوام به ما خلافت ناحق نباید استحکام