جنیبت کش
لغت نامه دهخدا
جنیبت کش. [ ج َ ب َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) شخصی را گویند که اسب کوتل را میکشد. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ):
دور جنیبت کش فرمان توست
سفت فلک غاشیه گردان توست.نظامی.|| میرآخور را نیز گفته اند که ریش سفید طویله باشد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- شخصی که اسب کتل را میکشد. ۲- میر آخور ریش سفید طویله.
جمله سازی با جنیبت کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر بس خوش نیاید اسپ خویشت جنیبت کش شود خورشید پیشت
💡 وشاقان جوشنده چون آب سیل ز هر سو جنیبت کشان خیل خیل
💡 هزار اسب تازی جنیبت کشان همه با لگام جواهر نشان
💡 باز علم زد ز بیابان عشق کرد جنیبت کش سلطان عشق
💡 مشعله افروز درت ماه و مهر چرخ جنیبت کش اردوی تست
💡 جز دست قضا نیست جنیبت کش عشق جان باید جان سپند بر آتش عشق