جنبیده

فرهنگ عمید

تکان خورده، حرکت کرده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ( جنبیدن ) ۱- حرکت کرده تکان خوردن. ۲- لرزیده. ۳- مضطرب شده.

جمله سازی با جنبیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اینقدر اسباب اوهامی‌که برهم چیده‌ایم تا نفس بر خویش جنبیده است‌گرد دامن است

💡 از سبکروحان به اقلیم فنا پر راه نیست موج تا بر خویش جنبیده است محو ساحل است

💡 جنبیده چون لب تو به مستانه حرفها لذت چش سئوال و جوابت که بوده است

💡 یک نفس گرد کدورت زنده در گورش کند تا تپیدنهای دل، بر خویشتن جنبیده است

💡 دود دل آخر به چندین شعله خواهد موج زد شمع این بزمم هنوزم یک مژه جنبیده است

💡 نیست دور شادمانی را بقای همچو برق تا به خود جنبیده ای می افتد از پرگار گل

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز