جمادات

لغت نامه دهخدا

جمادات. [ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ جماد. چیزها که جان ندارند و اکثر اطلاق آن بر سنگها و چیزهای معدنی آید. ( آنندراج ). رجوع به جماد شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع جماد.

جمله سازی با جمادات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و امّا ردائت آن، مثل خشم بر جمادات و حيوانات و يا بر انسانها ولى به واسطه چيزى كهديگران غضبناك نمى شوند.

💡 ز همّت تو جمادات نیز در طربند جماد را نبود گرچه روح در اندام

💡 1- خداوندى كه انسان ها را به همان صورتاوّل زنده مى كند، مى تواند جمادات و طلا و نقره را هم به همان صورتِ دنيوى، حاضرسازد. (هذا)

💡 عکس جمال او به جمادات اگر فتد بر دلبری مدار نهد صورت جدار

💡 در لغت‌نامه دهخدا در معنی رب‌النوع یا ایزد آمده‌است: فرشته‌ای که حق‌تعالی برای پرورش و حفاظت هر نوع نباتات و حیوانات و جمادات مقرر فرموده چنان‌که برای پرورش هر نوع، فرشته‌ای علی‌حده است.

💡 خاصیت بخش نباتات از سپندان تا به عود رنگ‌پرداز جمادات از شبه تا در ناب