جلندی

لغت نامه دهخدا

جلندی. [ ج َ ل َ دا ] ( ع ص ) مرد زیان کار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به جلندد شود.

جمله سازی با جلندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خاندان‌های کهن ایرانی خاندان‌های قدیمی بودند که در سده‌های نخستین اسلام هنوز باقی بودند و در امور سیاسی و دیوانی و علمی دست داشتند. خاندان‌هایی در فارس بودند که کارهای دیوانی را نسل به نسل به ارث می‌بردند مانند آل حبیب و آل ابی‌صفیه و آل مرزبان بن زادبه که برخی در دستگاه صفاریان و آل فریفون خدمت می‌کردند. اصطخری از بیوتات کهن، آل جلندی، آل ابی‌زهیر، آل حنظله و خاندان‌های کرد فارس را نام می‌برد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران