جلا داده

لغت نامه دهخدا

جلاداده. [ج َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) صیقل شده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

صیقل شده

جمله سازی با جلا داده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ... پس گروهى در آن فتنه ها صيقلى مى شوند. مانندصيقل دادن آهنگر شمشير را، ديده هاى آنها به نور قرآن جلا داده و تفسير در گوشهايشانجا گرفته شود. در شب، جام حكمت را به آنها بنوشانند، بعد از اين كه در بامداد همنوشيده باشند.

💡 31- (صيقل ) هر شى نورانى، صيقلى و جلا داده شده را مى گويند. بنا به گفتهشيخ صدوق و شيخ طوسى، پس از آن كه حضرت نرجس خاتون به ولى عصر، عليهالسلام، حامله شد او را صيقل نام نهادند. (ر.ك: الصدوق، محمد بن على بن الحسين، همان، ص 432؛ طوسى، محمد بن الحسن، كتاب الغيبة، ص 241.)

💡 پس از چسباندن صفحه رو بر کلاف سنتور، تراش صفحه‌ها را انجام داده و شیطانک سنتور را می‌چسبانیم و سپس سنتور را سنباده زده و آن را برای رنگ آماده می‌سازیم. ابتدا از آستر برای رنگ مورد دلخواه ساز خود استفاده می‌نماییم. پس از خشک شدن کامل آستر لاک الکل را بر روی سنتور زده تا هم به ساز جلا داده و هم اینکه در مقابل رطوبت هوا محفوظ باشد.

💡 سفرنامه‌های منتشر شده (و اغلب جلا داده شده) گردشگران گرند تور حاوی اطلاعات مفصلی از مناطق و مردمان اروپاست.

💡 در یک سطح صاف و جلا داده شده بازتاب آیینه وار و مستقیم است ولی بروی یک سطح ناصاف بازتاب پراکنده و نامنظم است.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز