جفی

لغت نامه دهخدا

جفی. [ ج َف ْی ْ ] ( ع مص ) جفاء. بر زمین انداختن کسی یا چیزی را. ( ناظم الاطباء ): جفاه؛ برزمین انداخت او را. ( منتهی الارب ). رجوع به جفاء شود.
جفی. [ ج ِف ْی ْ ] ( ع اِمص ) کلفتی. درشتی. || غلیظی. پررنگی. تیرگی. ( دزی ).

فرهنگ فارسی

جفائ بر زمین انداختن کسی یا چیزی را جفاه بر زمین انداخت او را

جمله سازی با جفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۲۰۱۱ میلادی فیلم جای اژدها به کارکردانی رولند جفی براساس زندگی خوزه ماریا اسکریوا ساخته شد.

💡 هنرپیشگان اصلی فیلم مایکل رنی، پاتریشیا نیل، سم جفی، و هیو مارلووی هستند.

💡 دیوید جفی در توییتر نوشت: «غم‌انگیز، رقت‌انگیز، دل‌شکن. هر کسی که در برابر شیوه‌ی (فعلی) رهبری در ایران می‌ایستد، در کتاب من یک قهرمان است. در آرامش و قدرت بخواب محسن شکاری. امیدوارم دلیری، استقامت و کنش‌گری تو برای میلیون‌ها نفر الهام‌بخش باشد، کریتوس می‌توانست عاشق تو باشد».

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز