جغدر

لغت نامه دهخدا

جغدر. [ ج ُ دَ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سیاهو بخش مرکزی بندرعباس و 7هزارگزی شمال باختر راه مالرو سیاهو - قلعه قاضی. کوهستانی و گرمسیر است و 250 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه و محصول آن خرما و شغل اهالی زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان سیاهو بخش مرکزی بندر عباس و ۷ هزار گزی شمال باختر راه مال رو سیاهو - قلعه قاضی کوهستانی و گرمسیر است و ۲۵٠ تن سکنه دارد آب آن از رودخانه و محصول آن خرما و شغل اهالی زراعت است راه مالرو دارد.

جمله سازی با جغدر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جغدر پایین، روستایی در دهستان سیاهو بخش مرکزی شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است.