لغت نامه دهخدا
جعل پیشه. [ ج ُ ع َ ش َ ] ( ص مرکب ) دارای خوی و سرشت جعل. پست و فرومایه. تنگ نظر و کوتاه همت:
خود عذرشان نهم که جعل پیشه اند پاک
زان طالبان مشک و نسیم سمن نیند.خاقانی.
جعل پیشه. [ ج ُ ع َ ش َ ] ( ص مرکب ) دارای خوی و سرشت جعل. پست و فرومایه. تنگ نظر و کوتاه همت:
خود عذرشان نهم که جعل پیشه اند پاک
زان طالبان مشک و نسیم سمن نیند.خاقانی.
دارای خوی و سرشت جعل پست و فرومایه تنگ نظر و کوتاه همت.
💡 خود عذرشان نهم که جعل پیشهاند پاک ز آن طالبان مشک و نسیم سمن نیند