لغت نامه دهخدا
جسمان. [ ج ُ ] ( ع اِ ) بمعنی جسم است. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کالبد. تن. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). جثمان. شخص. ( از منتهی الارب ). یقال:انه نحیف الجسمان. ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
جسمان. [ ج ُ ] ( ع اِ ) بمعنی جسم است. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کالبد. تن. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). جثمان. شخص. ( از منتهی الارب ). یقال:انه نحیف الجسمان. ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشو پایند این قید تعلقهای جسمانی ازین آب و گل هستی بیفشان دست و دامان را
💡 مشو مغرور تمکین در تعلقزا جسمانی که گردی بیش نبود هرکه الفت با زمین دارد
💡 که تا برون نروی زین مضیق جسمانی چگونه بار دهندت به صدرِ صفّهٔ یار
💡 حریم شخصی جسمانی را میتوان جلوگیری از وارد شدن فردی مزاحم به خلوت فردی دیگر تعریف نمود.
💡 چرا از دوست وا مانی به لذت های جسمانی غم لیلی خوری اولی که شهد و شکر فابق