لغت نامه دهخدا
جسم اول. [ج ِ م ِ اَوْ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صدرالمتألهین گوید: شاید مراد از جسم در کلمات انکساگورس، موجود اول و شاید هیولای اولی باشد. ( اسفار ج 2 ص 163 ).
جسم اول. [ج ِ م ِ اَوْ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صدرالمتألهین گوید: شاید مراد از جسم در کلمات انکساگورس، موجود اول و شاید هیولای اولی باشد. ( اسفار ج 2 ص 163 ).
صدرالمتالهین گوید: شاید مراد از جسم در کلمات انکساگورس موجود اول و شاید هیولای اولی باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به عبارت دیگر انرژی جنبشی یک جسم است که توسط اصطکاک ایستایی و (یا ) گرانش زمین و.... به شکل انرژی ذخیره شده یا پتانسیل در آمده. زمانی که یک محرک ( جسم دارای انرژی جنبشی از قبل ) با این جسم تماس داشته باشد. انرژی پتانسیل شده جسم اول رها و به انرژی جنبشی آزاد تبدیل می شود. و هنگام برخورد ( تماسی یا غیر تماسی ) با جسم دوم که ساکن یا دارای حرکت است . با انجام شدن کار ( انقال انرژی جنبشی از جسمی به جسم دیگر )؛ باعث (حرکت و ساکن شدن و تغییر سرعت و..... ) جسم دوم خواهد شد.
💡 یکی کوی از خانه اش جسم اول یکی دایه در منزلش نفس اولی