لغت نامه دهخدا
جستن باد. [ ج َ ت َ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هبوب. ( دهار ). وزیدن باد و وزیدن گرفتن آن. ( یادداشت مؤلف ).
جستن باد. [ ج َ ت َ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هبوب. ( دهار ). وزیدن باد و وزیدن گرفتن آن. ( یادداشت مؤلف ).
وزیدن باد و وزیدن گرفتن آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دل اندیشه فرمود آن صف آرا ضرورت بود جستن باد پا را
💡 به گاه بودن خاک و به گاه جستن باد سوی نشیب چو آب و سوی فراز آذر
💡 مرد را دل برگشاید جستن توحید حق شاخ را گل بشکفاند جستن باد شمال
💡 دعا و خدمت خادم قبول فرماید گهی ز جستن برق و گهی ز جستن باد