جریا

لغت نامه دهخدا

جریا. [ ] ( اِخ ) قریه ای است اربابی در ملایردر سمت مغرب دولت آباد و قنات مختصری دارد و بیشتر محصول آن دیم است. حمام و مسجد دارد و بیست خانوار رعیت دارد. آبادی در جلگه واقع شده و هوای آن نسبت به سایر دیه ها گرم است و ییلاقی نیست و چهار فرسخ تا شهردولت آباد مسافت دارد. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 224 ).

فرهنگ فارسی

روش عادت خو طبیعت

جمله سازی با جریا

💡 _در واقع الگوی بیشتر فعالیت‌ها تنها در طول بازگشت، جریا ن کنترل را انجام می‌دهند. به عنوان مثال در نمونه زیر بینید.

💡 فَالْجارِیاتِ یُسْراً، هی السفن تجری فی الماء جریا سهلا کقوله: لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِی الْبَحْرِ وَ مِنْ آیاتِهِ الْجَوارِ فِی الْبَحْرِ حَمَلْناکُمْ فِی الْجارِیَةِ.

💡 تپه زیرچاه مربوط به مفرغ است و در شهرستان ملایر، بخش سامن، دهستان حرم رود سفلی، روستای جریا واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۶۱۴۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز