جذبات

لغت نامه دهخدا

جذبات. [ ج َ ذَ ] ( ع اِ ) ج ِ جذبه؛ کششها. || فریبها. ( ناظم الاطباء ). || فلان اخذ فی وادی جذبات؛ یعنی راه گم کرد و بمنزل نرسید. ( از منتهی الارب ). || در تداول عرفان و تصوف، جذبه به معنی کشش خدای تعالی است مر بنده را بسوی خود. رجوع به جذبه شود.

فرهنگ عمید

= جذْبه

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع جذبه ۱- کششها. ۲- فریبها.

جمله سازی با جذبات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابن فهد در محضر استادانش همگام با علوم ظاهرى و ابعاد علمى به پالايش روح و تهذيبن فس پرداخت و از معرفت الهى (در مكتب حقايق ) و (پيش اديب عشق ) بهره ها برد و راهبرى توانا شد. او در پرتو (مراقبت ) و (محاسبت ) فروغى تابناك يافت و زندگى اش نمونه يك موحد والاتبار شد. اوقاتش غرق در مشاهدات توحيدى و جذبات الهى مى گذشتو به مقامى رسيد كه در وصف نگنجد. 

💡 از آنجا راه جز براهبری رفرف عشق نتواند بود اینجاست که عشق از کسوت عین و شین و قاف بیرون آید و در کسوت جذبه روی بنماید بیک جذبه سالک را از قاب قوسین سرحدّ وجود بگذراند و در مقام «اوادنی» بر بساط قربت نشاند که: «جذبهٔ من جذبات الحّق توازی عمل الثّقلین.»

💡 گر تو کنی به دوست رو، تن بدهی به حکم او صد مددش به جان تو از جذبات می‌رسد

💡 او دختر «اسماعیل عدوی قیسی» بود. نام او را از این جهت رابعه گذاشتند که فرزند چهارم خانواده بود. رابعه یکی از کسانی است که فریدالدین عطار در کتاب تذکره الاولیایش از او یاد کرده‌است. رابعه ربودهٔ جذبات الهیه و در طریقت جذبه اش بر سلوک غلبه داشت. او طبع شاعری هم داشته و اشعاری در عشق به خدا سروده‌است.

💡 بعد از آن كه بارقه جذبات الهى در جوانى جان او را به خروش و ولوله اى روحانىافكند، مدت چند سالى را در آن حالت بى خودى و حيرانى سپرى مى كند.(51)

💡 بوالقسم نصر آبادی ٭ گفت: جذبة من جذبات الحق تزنی علی عمل الثقلین یک کشیدن که دل تو با او نگرد، یعنی به محبت و معرفت و صحبت، ترا به از کردار جن و انس و هم وی گفت برین لفظ. خیر دارالسلام.

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز