لغت نامه دهخدا
جدول تقویم. [ ج َدْ وَ ل ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خطوط تقویم است. ( از آنندراج ):
شود ز جدول تقویم کهنه آب روان
کند رطوبت امسال اگر اثر در پار.کلیم ( از آنندراج ).
جدول تقویم. [ ج َدْ وَ ل ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خطوط تقویم است. ( از آنندراج ):
شود ز جدول تقویم کهنه آب روان
کند رطوبت امسال اگر اثر در پار.کلیم ( از آنندراج ).
کنایه از خطوط تقویم است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بشکل جدول تقویم بر وی بسی خطهای بی پرگار و مسطر
💡 پی بحوادث برد ز جدول تقویم پرده ی گردون درد به نور سطرلاب
💡 ززخم و زردی رویم چو روی اسطرلاب زجوی خون همه خطش جدول تقویم
💡 از خون رخ رنگینش پر از جدول تقویم وز اشک پر از گوهر ناسفته بناگوش
💡 تا چند غم این ره پر بیم کشیم بر چهره ز خون، جدول تقویم کشیم