جدجد

لغت نامه دهخدا

جدجد. [ ج َ ج َ ] ( ع اِ ) زمین سخت ِ هموار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ذیل اقرب الموارد ):
یَجنی باوظفة شداد أسرها
صُم السنا بک لا تقی بالجدجد.
اَی لا تتوقاه و لا تهیّبه.( ذیل اقرب الموارد، از صحاح ).
جدجد. [ ج ُج ُ ] ( ع اِ ) مرغکی است مشابه به ملخ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پرنده ای است شبیه به جندب جزآنکه کمی تیره رنگ و کوتاه است و قسمی از آن مایل به سفیدی است که آن را صرصر نامند. ( از ذیل اقرب الموارد ). و آن مشابه ملخ نیز هست. ( از ذیل اقرب الموارد ). || آبله ریزه که در بن حدقه برآید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || ملخ مانند کرمکی است سیاه سر که شب بانگ کند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). الحرج. ( ذیل اقرب الموارد ). ج، جداجد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). صراراللیل. صیاح اللیل. سوسک که بشب آواز کند. ( یادداشت مؤلف ). || سبوی کلان. || چاه بسیارآب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). چاه بسیار آب نزدیک. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ عمید

زمین سخت و هموار.

فرهنگ فارسی

مرغکی است مشابه بملخ یا ملخ مانند کرمکی است سیاه سر که شب بانگ کند.

جمله سازی با جدجد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهر خرگیری بر آوردند دست جدجد تمییز هم برخاستست

💡 یار در آخر زمان کرد طرب سازئی/ باطن او جدجد ظاهر او بازئی

💡 بدیع سنج معارف بدیهه گوی حکم بلیغ بالغ امی و جدجد و تبار

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز