جدا گونه

لغت نامه دهخدا

جداگونه. [ ج ُ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) ظاهراً لهجه ای است در جداگانه. جداگانه. علیحده. تنها: اندر فربه کردن عضوی جدا گونه. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

ظاهرا لهجه ای است در جداگانه جداگانه تنها.

جمله سازی با جدا گونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جدا گونه گون هدیه ها ساختند یکی گنج هر یک بپرداختند

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز