جان نثاری
جاننثاری مصدری است که به مفهوم فداکاری و از خودگذشتگی عمیق به کار میرود. این واژه بیانگر عمل کسی است که جان خویش را فدای دیگری میکند و آماده است هستی خود را در راه هدفی متعالی یا نجات همنوع خود به خطر اندازد. این مفهوم، والاترین درجه از ایثار و گذشت را نمایندگی میکند.
در ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامیایرانی، جاننثاری جایگاهی بس رفیع دارد و نماد پیراستگی نفس از تعلقات دنیوی و رسیدن به مراتب بالای ایمان و انسانیت است. این صفت، تنها به معنای فدا کردن زندگی فیزیکی نیست، بلکه شامل فدا کردن آسایش، منافع و تمامی امکانات شخصی در راه خدمت به دیگران یا دفاع از ارزشهای مقدس نیز میشود. نمونههای بارز آن را در حماسههای ملی و مذهبی، از جمله در فرهنگ عاشورایی و نیز در دوران دفاع مقدس، به روشنی میتوان مشاهده کرد.
به طور کلی، کار جاننثار، عملی است که از عشق و تعهدی سترگ سرچشمه میگیرد و فراتر از هرگونه چشمداشت مادی یا پاداش دنیوی است. این فضیلت اخلاقی، یکی از ستونهای مهم همبستگی اجتماعی و تقویت روحیه جمعی در جوامع به شمار میآید و همواره به عنوان معیاری برای سنجش بزرگمنشی و شرافت انسانی مورد تکریم قرار گرفته است.
مترادفها
فداکاری، ایثار
متضادها
بزدلی، خودخواهی
لغت نامه دهخدا
جان نثاری. [ جان ْ ن ِ ] ( حامص مرکب ) فداکاری. عمل آنکه جان را فدای دیگری کند، کار جان نثار.
فرهنگ فارسی
فداکاری
جمله سازی با جان نثاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسین تو ز قفا داد سر به راه خدا نظر به شوق وی از بهر جان نثاری کن
💡 چو نی به حال شهیدان نینوا بخروشم به جان نثاری یاران جان نثار، بنالم
💡 به پایت حاصلم زین سر سپاری چه باشد گر نباشد جان نثاری