لغت نامه دهخدا
جاجو. ( اِ مرکب، از اتباع ) در تداول عامه بمعنی رختخواب است: جاجوی بچه ها را درست کردن. جاجوی حسابی نداشتن.
جاجو. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان جهانگیری بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز، واقع در 29هزارگزی شمال باختری و 8هزارگزی خاور راه شوسه مسجدسلیمان به لالی، دارای 50 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).