جاجو
لغت نامه دهخدا
جاجو. ( اِ مرکب، از اتباع ) در تداول عامه بمعنی رختخواب است: جاجوی بچه ها را درست کردن. جاجوی حسابی نداشتن.
جاجو. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان جهانگیری بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز، واقع در 29هزارگزی شمال باختری و 8هزارگزی خاور راه شوسه مسجدسلیمان به لالی، دارای 50 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) رختخواب جاجو:((جاجل بچه هارا بینداز. ) )
دهی در شهرستان مسجد سلیمان اهواز
جمله سازی با جاجو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جاجو (باغملک)، روستایی از توابع بخش صیدون شهرستان باغملک در استان خوزستان ایران است.