افراح

لغت نامه دهخدا

افراح. [ اَ ]( ع اِ ) ج ِ فرح. شادیها. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
افراح. [ اِ ] ( ع مص ) شاد کردن. ( منتهی الارب ) ( از کنز بنقل غیاث اللغات ) ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || گران ساختن وام کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گران کردن کسی را به وام. ( المصادر زوزنی ). گران کردن وام کسی را. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

شاد کردن. یا گران ساختن وام کسی را

فرهنگ اسم ها

اسم: افراح (دختر) (عربی) (تلفظ: efrāh) (فارسی: اِفراح) (انگلیسی: efrah)
معنی: شاد کردن

جمله سازی با افراح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساقیا جرعه های غیب بریز بر سر خاکیان نمی افراح

💡 از آن شراب که از دل همی بَرَد احزان از آن شراب که در جان درآورَد افراح

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز