لغت نامه دهخدا
ثمردادن. [ ث َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) باردادن. میوه دادن. انتاج کردن.
ثمردادن. [ ث َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) باردادن. میوه دادن. انتاج کردن.
بار دادن میوه دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او است كه از آسمان آبى نازل كرده كه با آن همه روئيدنيها را پديد آورده ايم و از جملهسبزهاى پديد آورده ايم كه از آن دانه هاى روى هم چيده پديد مى كنيم و ازنخل و از گل آن خوشه هاى آويخته و باغها از تاكها و زيتون و انار و مانند و ناهمانند همكرده ايم، ميوه آنرا هنگام ثمر دادن و رسيدنش بنگريد كه در اين آيات براى گروهى كهايمان دارند عبرتها است (99)
💡 4 آفريده ها هركدام براى هدفى خلق شده اند. (رزقا لكم ) باران براى رشد و ثمر دادن ميوه ها، (فاخرج به ) و ميوه ها براى روزى انسان. (رزقا لكم )
💡 اشاره: چنانكه آغاز هر چيز، خداوندى است كه (هوالاءول ) است؛ ثمر دادن هر كارى نيز رهين آغاز كردن آن با نام خداست و گرنه آن كار باواقعيت خاص خود هماهنگ نخواهد شد و به ثمر نرسيده، ابتر مى گردد. در اينحال، خداى سبحان برخى افراد را از راه آزمونهاى مخصوصى بيدار مى كند تا نقصتقصير و عيب تفريط خود را ترميم كنند؛ مگر اين كه خداوند آنان را بهحال خود واگذار كرده باشد.