تیمار بر

لغت نامه دهخدا

تیماربر. [ ب َ ] ( نف مرکب ) تیماردار. پرستار. غمخوار. کسی که نگاهداشت و نگهبانی و محافظت کسی را بعهده گیرد:
کمر بست شیده به پیش پدر
فرستاده او بود و تیماربر.فردوسی.در عشق تو صد همدم تیماربرم باید
تنها چه کنم چون کس تیماربرم نبود.عطار.

فرهنگ فارسی

تیمار دار پرستار غمخوار

جمله سازی با تیمار بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مبار ای ابر و یک ساعت بیاسای مرا تیمار بر تیمار مفزای

💡 کمر بست شیده ز پیش پدر فرستاده او بود و تیمار بر

💡 ز رستم کجا کشته شد روز جنگ ز تیمار بر ما جهان گشت تنگ

💡 مَنِه بیش از کشش تیمار بر من به قدر زور من نِه بار بر من

💡 همی گفت ای صنم بر من ببخشای مرا تیمار بر تیمار مفزای

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز