تیزابی

لغت نامه دهخدا

تیزابی. ( ص نسبی ) منسوب به تیزاب. تیزاب زده.
- سبزه تیزابی؛ قسمی کشمش سبز. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). کشمش تیزابی.
- طلای تیزآبی؛ طلای بی غش یا بسیار کم غش.
- کشمش تیزابی؛ کشمشی که بطور مصنوعی و به کمک مواد شیمیائی آن را سبزرنگ سازند و از انواع سبزه نامرغوب است.
- نقره تیزآبی؛ مانند طلای تیزآبی. نقره بی غش یا بسیار کم غش است.

فرهنگ فارسی

منسوب به تیزاب تیزاب زده

جمله سازی با تیزابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلیمان تیزابی معروف به سالارعشقی (زاده ۱۳۰۷ در تهران - ) کارگردان، نویسنده، تهیه‌کننده و مدیر فیلم‌برداری سینمای ایران بود.

💡 زُدایش از زمان رنسانس به عنوان یک روش جایگزین برای کنده‌کاری و سوهان‌کاری فلزات استفاده می‌شده است. امروزه در صنعت از زُدایش برای تولید مدارهای چاپی و تولید قطعات نیم‌رسانا کاربرد فراوانی دارد. از این فرایند در تولید قطعات میکروالکترومکانیکی یا مدارات مجتمع به صورت گسترده‌ای استفاده می‌شود. زُدایش در تولید آثار هنری هم استفاده می‌شود برای مثال می‌توان از چاپ تیزابی نام برد.

💡 چاپ‌های تیزابی آغازین در اوایل سدهٔ ۱۶ میلادی دیده شده است ولی اصول اولیه این فن پیشتر برای تزئین خودها و زره‌ها استفاده می‌شده است. بزرگ‌ترین تیزاب‌کار تاریخ هنر، رامبرانت می‌باشد. در سدهٔ بیستم میلادی از این فن بیشتر برای تصویرسازی کتاب استفاده می‌شده است.

💡 پس از ترور هوشنگ تیزابی به دست ساواک، نشریه «بسوی حزب» برای دوران کوتاهی با همت رحمان هاتفی که از نوجوانی با دکتر تیزابی دوست و تا حدود زیادی با او همفکر بود منتشر شد و سپس نشریه «نوید» جانشین آن شد و «سازمان نوید» به عنوان سازمان داخل کشور حزب توده ایران در آن دوران، به رهبری رحمان هاتفی شکل گرفت.

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز