لغت نامه دهخدا
تیزدشنه. [ دَ / دِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) دشنه تیز و بران. دشنه سخت تند و برنده:
ابوالمظفرشاه چغانیان که برید
به تیزدشنه ٔآزادگی گلوی سؤال.منجیک ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تیزدشنه. [ دَ / دِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) دشنه تیز و بران. دشنه سخت تند و برنده:
ابوالمظفرشاه چغانیان که برید
به تیزدشنه ٔآزادگی گلوی سؤال.منجیک ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
دشنه تیز و بران دشنه سخت تند و برنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون کند تیز دشنه پیکار روز بازار خنجر و پیکان