تگ و پوی
لغت نامه دهخدا
تگ و پوی. [ ت َ گ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) تک و پوی. تاخت و دو. تکاپو. دویدن و رفتن با شتاب: دراثنای آن تگ و پوی و جست و جوی بر در وثاق ماهرویی گذشت. ( سندبادنامه ص 236 ). و شاهزاده از جست و جوی و اسب از تگ و پوی فروماند. ( سندبادنامه ص 253 ). || جستجو و تفحص. تک و پوی. تکاپوی:
هزارگونه غم از هر سویی است دامنگیر
هنوز در تگ و پوی غم دگر می گشت.سعدی.
فرهنگ فارسی
تک و پوی تاخت و دوی
جمله سازی با تگ و پوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا به اکنون که کردی از تگ و پوی زرد رو در دیار فرقت روی
💡 نوک ناوک چو عقل در تگ و پوی از درون دو دیده مردم جوی
💡 درود از من بدان گلروی خوشبوی که دارد سال و ماهم در تگ و پوی
💡 مور باشد مدام در تگ و پوی بیم و رنج و الم ز دنیا جوی
💡 به جهانش ببرده از تگ و پوی آفتاب از جمال و باد از بوی