تکیه جای

لغت نامه دهخدا

تکیه جای. [ ت َ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) محل آسایش و پناهگاه و ملجاء. ( ناظم الاطباء ). تکیه گاه. ( آنندراج ):
برون از جهان تکیه جایی طلب کن
ورای خرد پیشوایی طلب کن.خاقانی.چو آن یاوری نیست در دست و پای
که در مهد مینو کنم تکیه جای.نظامی.خستگان را به مژده صحت
تکیه و تکیه جا فرستادی.عرفی ( از آنندراج ).رجوع به تکیه گاه شود.

فرهنگ فارسی

آسایش و پناهگاه و ملجا

جمله سازی با تکیه جای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو آن یاوری نیست در دست و پای که در مهد مینو کنم تکیه جای

💡 وقت است که در بر آشنائی بزنیم تا بر گل و سبزه تکیه جایی بزنیم

💡 گفتمش تکیه جای باشد خوش گفت آن را که رشته شد ز آتش

💡 زآن سوی چرخ تکیه جای طلب برتر از عقل‌، رهنمای طلب

💡 برون از جهان تکیه جایی طلب کن ورای خرد پیشوایی طلب کن

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز