تکلی. [ ت َ ک َل ْ لی ] ( ع مص ) به آخر صفوف بایستادن در حرب. ( تاج المصادر بیهقی ). در صف پسین جنگ ایستادن و گویند این مقلوب تکیل است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تکیل شود.
تکلی ٔ. [ ت َ ءْ ] ( ع مص ) بیعانه گرفتن. || به کرانه رسانیدن کشتی و بستن کشتی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بازداشتن کسی بر کناره دریا. ( تاج المصادر بیهقی ). بند کردن و بازداشتن. || بجایی آمدن که باد کم گذرد. || پیش آمدن. || نگریستن، یقال کلاء فیه؛ ای نظر فیه متأملاً. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سلف دادن در طعام. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تکلئة شود.
به آخر صفوف بایستادن در حرب
سغدیان ( پیش تر با نام تَکِلی شناخته می شد )، جماعت و شهرکی در شمال غربی تاجیکستان است که در ناحیهٔ مست شاه ولایت سغد قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۳٬۹۵۶ نفر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تکلی ۱۰۰ کیلومترمربع مساحت و ۲۹٬۹۶۰ نفر جمعیت دارد.
💡 در ۱۹۵۴ مجسمه برنزی ۲٬۸ متری ساختهٔ ینو گرانتنِر از تکلی در میانهٔ راست میدان قهرمانان قرار داده شدهاست (در ابتدا مجسمهای از ماریا ترزا در این مکان ایستاده بود). در زیر مجسمه تابلویی با کتیبهٔ «کوروتسهای تکلی در نبرد سیکسو، ۱۶۷۹ لابانتسها را شکست میدهند» قرار دارد.
💡 خاکستر تکلی به همراه خلعت، پرچم و نقشبرجستهٔ آرامگاهش در ازمیت طی مراسمی در اکتبر ۱۹۰۶ به کشمارک، کلیسای لوتری شهر زادگاهش منتقل شد.
💡 در ۱۶۸۶، تکلی از سیاهچال آزاد شد و در چندین نبرد کوچک شرکت کرد که منجر به شکست بود. در ۱۶۹۰ پس از مرگ آپافی در پیروزی در نبرد زرنشت موفق شد عنوان پرنس ترانسیلوانی را از باب عالی کسب کند. پس از این پیروزی او توانست همسرش را به وسیلهٔ تعویض با چند زندانی آزاد کند.
💡 فرعون ز فرعونی آمنت به جان گفته بر خرقه جان دیده ز ایمان تکلی دیگر