توشه برداشتن

لغت نامه دهخدا

توشه برداشتن. [ ش َ / ش ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از مسافر شدن. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از فرهنگ رشیدی ).مصمم گشتن برای مسافرت. ( ناظم الاطباء ):
بفرمود تا توشه برداشتند
همی راه دشوار بگذاشتند.فردوسی.بفرمود تا توشه برداشتند
ز یک ساله تا آب بگذاشتند.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - خوراکی برداشتن برای سفر. ۲ - سفر کردن مسافر شدن.
کنایه از مسافر شدن مصمم گشتن برای مسافرت.

جمله سازی با توشه برداشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توشه برداشتن آیینه سبکباران نیست جگر خویش خورد هر که به ما همسفرست

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز