توشن
لغت نامه دهخدا
توشن. [ ت َ وَش ْ ش ُ ] ( ع مص ) کم شدن آب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
توشن. [ ش َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان گرگان است که 110 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ). رجوع به سفرنامه مازندران رابینو بخش انگلیسی ص 107 و 126 شود.
دانشنامه عمومی
توشن، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان گرگان در استان گلستان ایران.
این روستا در دهستان انجیرآب قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۷۹۸ نفر ( ۲۰۹ خانوار ) بوده است. این روستا تقریباً در ۳ کیلومتری جنوب گرگان در استان گلستان قراردارد.
جمله سازی با توشن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز عیش است بده ساقی از آن باده ناب که بتن توشن و بسر هوش و بخاطر فطن است