توریس
لغت نامه دهخدا
توریس. [ ت َ ] ( ع مص ) به ورس رنگ کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). و آن ( ورس ) نباتی باشد که به زعفران ماند. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به ورس شود.
فرهنگ فارسی
به ورس رنگ کردن. و آن نباتی باشد که به زعفران ماند.
جمله سازی با توریس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پارک ملی زاکسون سویسی مرکز منطقه ای به وسعت تقریبی ۷۱۰ کیلومتر مربع است. این منطقه زاکسون سوئیسی نام دارد و در بسیاری از نقاط توسط انسان کاشت و نگهداری می شود. باد شوانوا یکی از شهرهای توریسی این منطقه است.