توانگر دلی

لغت نامه دهخدا

توانگردلی. [ ت ُ / ت َ گ َ دِ ] ( حامص مرکب ) بزرگواری. سخاوت. بلندطبعی. بخشندگی:
دانم و از رای تو آگه شدم
کاین ز توانگردلی و از سخاست.فرخی.به جوانمردی و تشریف نوازی مشهور
به توانگردلی و نیک نهادی مشهود.سعدی.رجوع به توانگردل و توانگر و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

بزگواری. سخاوت

جمله سازی با توانگر دلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توانگر دلی کن قناعت گزین که نان زین گدایان نخواهیم یافت

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز