توائی

لغت نامه دهخدا

توائی. [ ت َ ] ( ع مص ) فراهم آمدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اجتماع قوم. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با توائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عندلیبانه گوئی توائی ای علی اکبر نوجوانم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران