تهی پائی

لغت نامه دهخدا

تهی پائی. [ ت َ / ت ِ / ت ُ ] ( حامص مرکب ) کنایه از برهنه پائی است. ( آنندراج ):
پای سعیم شده از خار رهت پوشیده
چاره زین به نتوان کرد تهی پائی را.کلیم ( از آنندراج ).آن راه نوردم که تهی پائی خود را
پیوسته نهان از نظر آبله دارم.صائب ( از آنندراج ).رجوع به تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از برهنه پائی است

جمله سازی با تهی پائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پای سعیم شده از خار رهت پوشیده چاره زین به نتوان کرد تهی پائی را

💡 بار ناموسی نداریم از پی دل می رویم از تهی پائی چه بی اندیشه در گل می رویم