لغت نامه دهخدا
تهی دامنی. [ ت َ / ت ِ /ت ُ م َ ] ( حامص مرکب ) محرومیت. بی نصیبی:
توئی آنکه تا من منم با منی
وزین در مبادم تهی دامنی.نظامی.
تهی دامنی. [ ت َ / ت ِ /ت ُ م َ ] ( حامص مرکب ) محرومیت. بی نصیبی:
توئی آنکه تا من منم با منی
وزین در مبادم تهی دامنی.نظامی.
محرومیت بی نصیبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه دولت است که من نامت از ادب گیرم ز شرم دست تهی دامنی به لبگیرم
💡 بر خود نظر گشا ز تهی دامنی مرنج در سینهٔ تو ماه تمامی نهاده اند