تهدیه

مترادف‌ها

هدیه، پیشکش، بخشش، عطا

لغت نامه دهخدا

( تهدیة ) تهدیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) هدیه فرستادن و دادن. || جدا کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تهدیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من ضاق به دار او اعطشه نار تهدیه الی عین یسترجع ریانا

💡 او به مناسبت سالگرد ازدواج دوستان قدیمی خود، یک تهدیه بسیار ارزشمند و یادگاری تهیه کرد تا نشان از محبت و علاقه عمیق خود داشته باشد.

💡 در فرهنگ‌های مختلف، دادن یک تهدیه کوچک و نمادین در مراسم‌های مختلف می‌تواند باعث تقویت روابط اجتماعی و ایجاد پیوندهای عاطفی قوی میان افراد شود.

💡 شرکت‌کننده در مسابقه، برای ابراز قدردانی از برگزارکنندگان، یک تهدیه نمادین شامل کتاب‌های ارزشمند و هدایای معنوی را به آن‌ها تقدیم کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران