ته دار

ته دار

«ته‌ دار» صفتی در زبان فارسی است که به چیزی اطلاق می‌شود که دارای پایان، انتها یا بخش پایانی مشخص باشد. این واژه معمولاً برای توصیف اشیایی مانند ظرف، کیسه یا بطری به کار می‌رود که ته یا بخش پایینی آنها مشخص و محکم است. در حوزه غذا و خوراکی نیز کاربرد دارد، مانند «ته‌ دیگ»، که اهمیت ته یا بخش پایانی آن مشهود است. علاوه بر این، «ته‌ دار» می‌تواند به مکان یا نقطه‌ای اشاره کند که پایین یا انتهای چیزی محسوب می‌شود. در ادبیات و گفتار روزمره، این واژه برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که خالی از ته یا پایان نیستند و به معنای کامل، دارای پایان یا بخش مشخص است. به‌صورت کنایی نیز گاهی «ته‌ دار» برای اشاره به چیزی با اهمیت، نتیجه یا پایان مشخص در یک جریان، داستان یا ماجرا استفاده می‌شود. بنابراین، «ته‌ دار» صفتی است که هم کاربرد عملی و توصیفی دارد و هم در معنای کنایی بیانگر وجود پایان یا نتیجه مشخص است.

لغت نامه دهخدا

ته دار. [ ت َه ْ ] ( اِ مرکب ) نامی است که در رودبار به درخت داغداغان دهند. رجوع به داغداغان شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
ته دار. [ ت َه ْ ] ( نف مرکب ) پایه دار، مانند جام و جز آن. || کم عمق. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ته و ترکیبهای آن شود.، تهدار. [ ت َ ] ( ع مص ) جوشیدن شراب. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || هدرالحمام هدراً و هدیراً و تهداراً؛ بانگ کردن کبوتر. ( منتهی الارب ). رجوع به هدر شود.

فرهنگ عمید

۱. آنچه دارای عمق و گودی باشد، مانندِ بشقاب یا ظرف دیگر.
۲. آنچه دارای پایه باشد، مانندِ جام و پیاله.
= داغداغان

فرهنگ فارسی

( اسم ) تاقوت.
نامی است که در رودبار به درخت داغداغان دهند
جوشیدن شراب بانگ کردن کبوتر

جمله سازی با ته دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حرف ته داری باند از فرنگ نالهٔ مستانه ئی از تار چنگ

💡 مو با این نیمه‌دل از کس نترسم دو عالم دل ته داری از که ترسی‌؟

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز