لغت نامه دهخدا
تنگ راه. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کوکلان است که در بخش مرکزی شهرستان گنبدکاوس واقع است و 200 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
تنگ راه. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کوکلان است که در بخش مرکزی شهرستان گنبدکاوس واقع است و 200 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دربندشان برد نزدیک شاه چو دیدند کهسار و آن تنگ راه
💡 در دهن از تنگی او پسته تنگ راه دل آن تنگ شکر بسته تنگ
💡 ز تنگی کجا راه بد بر سپاه فراوان بمردند زان تنگ راه
💡 بدان بیشه در جای نخچیرگاه به پیش اندر آمد یکی تنگ راه
💡 دو منزل ز پس رفت هیتال شاه ز بس کشته و خسته بد تنگ راه
💡 مرد در این تنگ راه ره نبرد گر نه خرد را دلیل و یار کند