لغت نامه دهخدا
تنگ دهانی. [ ت َ دَ ] ( حامص مرکب ) حالت تنگ دهان:
تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه
هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی.حافظ.رجوع به تنگ دهان و تنگ دهن و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
تنگ دهانی. [ ت َ دَ ] ( حامص مرکب ) حالت تنگ دهان:
تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه
هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی.حافظ.رجوع به تنگ دهان و تنگ دهن و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
خالت تنگ دهان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از من ای باد سلامی به فلانی برسان بوسه ای بر لبِ تنگ دهانی برسان
💡 هر غنچهای ز تنگ دهانی نشان دهد رخسار نو خطیست، ز هرجا دمدگیا
💡 تنگ است مرا دل ز غم تنگ دهانی چون موی شدم در هوس موی میانی
💡 تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی
💡 خورشید وشی؛ ماه رخی، زهره جبینی یاقوت لبی، سنگدلی، تنگ دهانی