تندبار

لغت نامه دهخدا

تندبار. [ ت ُ ] ( نف مرکب ) موذیات را گویند مانندشیر و پلنگ و مار و عقرب و زنبور و مورچه و امثال آن و هر جانوری که جانور دیگر را بخورد. ( برهان ). سبع، مانند شیر و پلنگ و گرگ و ببر و امثال آنها و از روندگان مانند عقرب و مار و امثال آنها، برخلاف زندبارکه حیوانات بی آزارند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). از برساخته های فرقه آذرکیوان است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 240 شود. || تند بارنده ( صفت ابر ). که باران شدید از وی برآید:
به بخشش چو ابری بود تندبار
بود پیش او گنج و دینار خوار.فردوسی.قطره ای کآن ز جود تو بچکد
سیلی ازابر تندبار شود.مسعودسعد.رجوع به تند شود.

فرهنگ عمید

۱. هرجانور درنده یا گزنده ای که جانور دیگر را بخورد یا آزار برساند، مانند شیر و پلنگ.
۲. جانور موذی.

فرهنگ فارسی

جانوردرنده یاگ نده، جانورموذی، هرجانوری که، جانوردیگررابخورد، یا آزاربرساندمانندشیر
موذیات را گویند مانند شیر و پلنگ و مار و عقرب و زنبور و مورچه و امثال آن و هر جانوری که جانور دیگر را بخورد. یا تند بارنده که باران شدید از وی بر آید.

جمله سازی با تندبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به فضل خویشم سیراب کن خداوندا که تشنه مانده ام و ابر تندبار تویی

💡 تا ابر تندبار بگرید به‌ نوبهار خندد زمانهٔ کهن از نوبهار خویش

💡 قطره ای کان ز جود تو بچکد سیلی از ابر تندبار شود

💡 تندباری است زنده بار آزار که تو چون قتل تندبار کنی

💡 تا توانی ای برادر زینهار گوشه گیر از این گروه تندبار

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز