تنجنج

لغت نامه دهخدا

تنجنج. [ ت َ ن َ ن ُ ] ( ع مص ) جنبیدن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تحرک. ( اقرب الموارد ). || سرگشته شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تحیر. ( اقرب الموارد ). || درست و نیکو حال گردیدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || تکبر نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تنجنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن تنجنج بسخنهات کنند که در اخبار و حکایت نکنند

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
یما یعنی چه؟
یما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز